ببخشید آقا اجازه...!!!

جوان خیلی آرام و متین به مرد نزدیک شد و با لحنی موأدبانه گفت :
ببخشید آقا! من می تونم یه کم به خانوم شما نگاه کنم و لذت ببرم؟
مرد که اصلا توقع چنین حرفی را نداشت و حسابی جا خورده بود، مثل آتشفشان از جا در رفت و میان بازار و جمعیت، یقه جوان را گرفت و عصبانی، طوری که رگ گردنش بیرون زده بود، او را به دیوار کوفت و فریاد زد
مردیکه عوضی، مگه خودت ناموس نداری ... گه می خوری تو و هفت جد آبادت ... خجالت نمی کشی؟ ...
جوان امّا، خیلی آرام، بدون اینکه از رفتار و فحش های مرد عصبی شود و عکس العملی نشان دهد، همانطور موأدبانه و متین ادامه داد
خیلی عذر می خوام فکر نمی کردم این همه عصبی و غیرتی شین، دیدم همه بازار دارن بدون اجازه نگاه میکنن و لذت می برن، من گفتم حداقل از شما اجازه بگیرم که نامردی نکرده باشم ... حالا هم یقمو ول کنین، از خیرش گذشتم
مرد خشکش زد ... همانطور که یقه جوان را گرفته بود، آب دهانش را قورت داد و زیر چشمی زنش را برانداز کرد ...

/ 33 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مریم

ممکنه خودتون توضیح بدید هدف چی بوده؟

مریم

انتخاب کردیم؟!! دقیقا چه زمانی انتخاب کردیم؟! ما انتخاب کردیم اینجا به دنیا بیاییم؟!!!! مسئله دوم اینست که احترام یک مسئله است و تحت سلطه درآمدن یک مسئله دیگر. من به اعتقادات شخصی خانمهایی که حجاب را ارزش میدانند توهین نمی کنم ولی مجبور نیستم مانند آنها فکر و عمل کنم! اگر جامعه تحت سلطه افکار ی باشد که من به آن اعتقادی ندارم چرا باید باب میل آنها عمل کنم؟!!!!! کسانی به حریم شخصی من تجاوز می کنند که مرا مجبور می کنند عقاید شخصیم را باب میل آنها تغییر دهم! من فکر می کنم و خودم لباسی که شایسته من هست انتخاب می کنم. خودم را نمی پوشانم به خاطر این که دیگران چه افکار احمقانه ای ممکن است در سر بپرورانند! این دقیقا طرز فکر طالبانی است! واقعا چه منطقی پشت این گفتار است که من باید به قوانینی که از نظر من و هزارن زن دیگر مثل من درست نیست و صرفا تحت سلطه عده ای به صورت قانون درآمده عمل کنم؟!!! پس شخصیت اصیل و واقعی و افکار خودم چه میشود؟!!!!

mostafa

suzani baraye barkhi khanumha!!!!!!!!!!!!!!!!!

رها

اگه بخواهیم آزادی رو تومملکت پیاده کنیم که برای آقایون عادی بشه 2 مسئله پیش میاد1- برای مردا عادی میشه و نگاه نمیکنن جواب اگه مردی دیگه نگاه نکنه مااونو ناقص کردیم چون طبیعتشو ازش گرفتیم تازه غرب که آزادی داره و میگیم عادی شده هنوزتو دبیرستانش و دانشگاهش به زن 70 ساله تجاوز میشه!!!!2- جامعه فاسد میشه جواب دفع فسد با فاسد میکنیم کلا مسئله حجاب یک مسیله اطاعتی هست مثل تمام مسایل دیگه یعنی اگه ما واقعا بنده باشیم میگم حجاب داشته باش میگیم چشم میگن نگاه نکن میگیم خداجون بازم چشم گهردل را مزن برسنگ هرناقابلی صبرکن پیداشودگوهرشناس قابلی آدمی بایدتن خود را برای کسی عرضه کند که طرف روحش را برای او عرضه کرده باشد

ندا

تفکر فروشی بدتر از تن فروشی است!

ندا

حیف که فاحشه ی مغزی بودن ،بی اهمیت تر از فاحشه تنی است!!

رضا

باز هم رسيديم به اين 2 تفكر كه :1- زنها بايد آزاد باشند و اين مردها هستند كه بايد چشمهايشان را درويش كنن و نگاه نكنند و ناراحت نشوند . 2- خانمها حق ندارند با بد حجابي آزادي آقايان را در نگاه كردن به اطراف خود و راحت بودن در خيابان و بازار را نقض كنند. از اين دو تفكر كدام درست است ؟ به نظر من اولي به نوعي خود نمائي در انظار عمومي ميباشدو با جلب توجه موجب انحراف در بين خيلي از جوانان مشود ضمن اينكه حجاب قبل از اسلام نيز در ايران وجود داشته است .و خاتمها نبايد جز براي شوهرشان خودرا بيارايند

مهرزاد

آنهمه مشکل را تحمل کردیم به این نیت که آیندهمان خوب شود اما نشد،نمیدانم مقصر که بوده یا است،آیا اکنون بعد از 30 سال حق نداریم به آینده دلخوش نباشیم؟ و به همهکس بدگمان باشیم؟ بچه های ناامید امروز زاده ی همان پدرو مادرهای زجرکشیده دهه 60 میباشند. درجنگ و ناامنی خوشبختی میمیرد.

نسیم

منم با ندا موافقم

سپیده

سلا خیلی داستان مسخرهایبدهرزنی هرجور که دلش بخواد میتونه در جامعه حضور داشته باشه این مردان ه باید چشماشونو درویش کنن[چشمک]