شعری به قلم ابوالفضل زروئی نصر آباد

 آی جماعت، چطوره احوالتون؟
چی مونده از صفای پارسالتون؟
نگين فلانی از لطيفه خسته است
خداگواهه من دلم شكسته است
با خنده شماس كه جون می‌گيرم
برای تك‌تك شما می‌ميرم
حتی اگه فقير و بی‌پول باشيد
دلم مي‌خواد كه شاد و شنگول باشيد
خونه‌هاتون چرا خوش‌آب و رنگ نيست؟
چی‌شده؟ خنده‌تون چرا قشنگ نيست؟
حرفهای گريه‌دار نمی‌پسندين؟
می‌خواين يه جوك بگم كمی بخندين؟
 
اول عشق و عاشقی نگاهه
نگاه مثل آب زيركاهه
بين شماها عشقو می‌شه فهميد
از تونگاها، عشقو می‌شه‌ فهميد
عشق، اخوی، آتيش زيرديگه
نگاه آدم كه دروغ نمی‌گه
نگاه می‌گه: «عاشقتم به مولا
به قلب من خوش‌اومدی،‌بفرما»  
بشين عزيز، پرت و پلا نگو مرد!
اين مدلی نمی‌شه عاشقی كرد
تو هر دلی يه عشق، موندگاره
آدم كه بيشتر از يه دل نداره
... درسته،‌ديگه توی شهر ما نيست
دلی كه مثل كاروانسرا نيست
بازم همون دلای بچگی‌مون
دلای باصفای بچگي‌مون
يه چيز می‌گم، ايشالا دلخور نشين:
«قربون اون دلای‌تك‌سرنشين!» خوشا به حال اون كه تو محله‌ش
هوای عاشقی زده به كله‌ش
كسی كه قلبش اتصالی داره
می‌دونه عاشقی چه حالی داره
با اين كه سخته، بازدلنشينه
«تپش، تپش، وای‌از تپش» همينه
رد وبدل كه شد نگاه اول
بيرون مياد از سينه آه اول
دل می‌گه هرچی‌بش بگی فوتينا
خواب و خوراك و زندگی فوتينا
عاشق شدن شيدايی داره والا
«خاطرخواهی رسوايی داره» والا
وقتی طرف توكوچه پيدا می‌شه
توی دلت يه باره غوغا می‌شه
آرزوهات خيلی دورن انگاری
توی دلت، رخت می‌شورن انگاری
صدای قلبت اون قدر بلنده
كه دلبرت می‌شنوه و می‌خنده
دين و مرام و اعتقادت می‌ره
اون كه میخواستی بگی، يادت می‌ره
می‌خوای بگی: «فدات بشم الهی»
می‌گی كه: «خيلی مونده تا سه‌راهی؟»
می‌خوای بگی: «عاشقتم عزيزم»
می‌گی كه: «من عاعاعاعا، چيچيزم!»
می خوای بگی: «بيام به خواستگاری؟»
می‌گی: «هوای خوبی داره ساری»
كوزه ضربه ديده بی‌ترك نيست
حال طرف هم از تو بهترك نيست
می خواد بگه، «برات می‌ميرم اصغر!»
میگه «تمنا می‌كنم برادر!»
می‌خواد بگه: «بيا به خواستگاريم»
مي‌گه كه: «ما پلاك شصت وچاريم»  حضور حضرت منيژه خاتون
چطوره حال بچه گربه‌هاتون؟
برای اون دهان و چشم و ابرو
هميشه بنده بوده‌ام دعاگو
زبس كه رفته عشق، توی قلبم
نوشتم اسمتونو روی قلبم
خداگواهه تا شما نيايين
از تو گلوم، غذا نمی‌ره پايين
شباهمه‌ش يادشما می‌كنم
می‌رم به آسمون نيگا می‌كنم
شما رومثل ماه میكشم‌ هی
شباهميشه آه می‌كشم هی
كسی خبر نداره از قضايا
نه جی‌جی و نه مامی و نه پاپا
به جای مارياكری و گوگوش
نوا رگريه‌دار می‌كنم گوش
«قشنگترين پيرهنتو تنت كن
تاج سرسروری تو سرت كن
چشماتو مست كن همه‌جا رو بشكن
الا دل ساده و عاشق من...»
دلم می‌خواد كه از سرمحبت
به عشق من بدين جواب مثبت
بگين بله وگرنه دلگير ميشم
تو زندگی دچار تأخير می‌شم
اگرجواب نه بياد تو نامه‌ت
خلاصه قهر، قهر تا قيامت!
فدای اون كه نه نمی‌گه می‌شم
عاشق يك دختر ديگه می‌شم
تو بی‌لياقتی اگر بگی نه
اند حماقتی اگر بگی نه
ببين تو آينه، آخه اين چه ريخته؟
مثل تو صدتا توی كوچه ريخته!
تو خانمی؟ تو خوشگلی؟ چه حرفا...
حرف زيادنزن، برو بينيم باااا...
 زدم تو خال تون دوباره،‌ آخ‌جان!
حسابی حال تون گرفته شد، هان؟!
اينا كه من می‌گم همه‌ش شعاره
عشق و محبت شاخ و دم نداره
مهم فقط نحوه ارتباطه
اينه كه اين قدر سرش بساطه
ناز و ادا هميشه بوده جونم
حجب و حيا هميشه بوده جونم
آدمو تو فكر خيال گذاشتن
وقت قرار، آدمو قال گذاشتن
وعده اين كه: «من زن تو می‌شم،
وصله چاك پيرهن تو می شم».
حرفای داغ و پخته و تنوری
چه از طريق نامه يا حضوری
هميشه بوده توی عشق، حاضر
همينه ديگه خب به قول شاعر:
«با اون همه قد و بالاتو قربون
با اون همه قول و قرار وپيمون
كه با من غمزده داشتی، رفتی»
تو كوچه تون بازمنو كاشتی، رفتی!
چقدر، مونده بی حساب و كتاب
نامه لاكتاب مون بی‌جواب
چقدر وعده‌های بی‌سرانجام
چقدر توی كوچه، عرض اندام
چقدر حرف‌های عاشقانه
چقدر آه و ناله شبانه
چقدر گريه‌های توی پستو
چقدر وصف خط و خال و ابرو
چقدر دزدكی سرك كشيدن
چقدر فحش و ناسزا شنيدن!
چقدر خواب‌های، خوب و شيرين
چقدر، بعدخواب، ناله – نفرين! 
اين روزا عمر عاشقی دوروزه
ايشالا پير عاشقی بسوزه
بلا به دور از اين دلای عاشق
كه جمعه عاشقند و شنبه فارغ!
گذاشته، روی ميز من، يه پوشه
كه اسم عشق‌های بنده توشه
زری، پری،‌سكينه، زهره، سارا
وجيهه و مليحه و ثريا
نگين و نازی و شهين و نسرين
مهين و مهری و پرند و پروين
چهارده فرشته و سه اختر
دوليلی و سه اشرف و دو آذر
سفيد و سبزه، گندمی و زاغی
بلوند و قهوه‌ای و پركلاغی ...
هزار خانمند توی اين ليست
با عده‌ای كه اسم‌شون يادم نيست!
 گذشت دوره‌ای كه ما يكی بود
خدا و عشق آدما يكی بود
نامه مجنون به حضور ليلی
می‌رسه اينترنتی و ايميلی!
شيرين می‌ره می‌شينه پيش فرهاد
روی چمن تو پارك بهجت‌آباد
زلفای رودابه ديگه بلند نيست
پله كه هس، نيازی به كمند نيست
تو كوچه،‌غوغا می‌كنند و دعوا
چهار تا يوسف سر يك زليخا!
نگاه عاشقانه بی‌فروغه
اگر می‌گن: «عاشقتم»، دروغه
تو كوچه‌های غربی صناعت
عشقو گرفتن از شما جماعت
كجا شد اون ظرافت و كرشمه
نگاه دزدكی كنار چشمه؟
كجا شد اون به شونه تكيه كردن
كنار جوب آب، گريه كردن؟
دلای بی‌افاده يادش به خير
دختركای ساده يادش به خير

 
من از ركود عشق در خروشم
اگر دروغ می‌گم، بزن تو گوشم
تو قلب هيشكی عشق بی‌ريا نيست
حجب و حيا تو چشم آدمانيست
كشته دلبرند وارتباطش
فقط برای برخی از نكاتش!
پرنده پر، كلاغه پر، صفا پر
صداقت، از وجود آدما، پر
دلا، قسم بخور، اگر كه مردی
كه ديگه گرد عاشقی نگردی
ما توی صحبت رك و راستيم داداش
عشق اگه اينه، ما نخواستيم داداش
حال كذايی به شما ارزونی
عشق‌ريايی به شما ارزونی

 
خلاصه، عشق و عاشقی همين‌هاست
اما تو تعريفش هميشه دعواست
اگر دلت تپيد و لايق شدی
عزيز من، بدون كه عاشق شدی!

/ 9 نظر / 12 بازدید
a3moon

hi, your wed is cool, i like the song

nooshin

عشق های الان که همشون مزخرف قبول داريد؟

marzieh

خوشم اومد نکته سنج هستی

ziba

با اینکه بعضی جاهاش آهنگش جور نبود ولی در کل جالب بود.

niloofar

شعر جالبی بود.بازم از اين کارا بکنين

hasti

it was really nice ,i have never heard a song like this was tell the truth.............that was cooooooool

فهیمه

بابا دست مريضا خيلی توپ بود ان شاالله بازم از اين کارا بکنيد محشر بود گر چه با حا ل وهوای من سازگار نيست(يعنی عاشق نيستم)ولی واقعا جالب بود!!!!....

Arezoo

سلام عليرضاي عزيز خيلی جالب بود. حرف نداره. بازم از اين قبيل اشعار بنويس.ممنون.آرزو از تهران

مینا

سايت عالی خوش به حالت علی رضا تو خوش بختی..